چند روز پیش یکی از دوستانم در فیس بوک پیغامی برایم گذاشته بود و در لایه های پنهانی پیغامش به من نسبت به تغییراتی که کرده ام هشدار می داد. واقعیتش تاب نداشتم که پاسخش را سریع بدهم و او را متوجه کنم که در چه اشتباه عمیقی فرو رفته و در دنیای تاریک خود باقی مانده است، ولی متوجه شدم در آنصورت من هم مثل او فکر کرده ام و ترجیح دادم فعلا گذشت زمان مسئله را برای هر دوی ما روشن تر کند.
امروز این مثال کوچک را با دنیای سیاست مواج کشورمان ایران، همسو دیدم. هیچ کس خودش را جای شخص مقابل قرار نداده و همواره خود را محق و حقیقت محض می داند.
وقتی طرفداران کنونی مخالفت با آمریکا نظیر ا.ن را می بینیم که زمانی از مخالفان حمله به سفارت آمریکا بوده و پیشنهادش حمله به سفارت روسیه بوده، و اکنون روسیه صمیمی ترین دوست دولت اوست.
و وقتی مخملباف، محسن میردامادی، معصومه ابتکار و ابراهیم اصغرزاده را می بینیم که جزو اشغال کنندگان سفارت بودند و الان دوست دارند اشتباه گذشته را جبران کنند.
وقتی آقای منتظری، موسوی، رفسنجانی را می بینیم که از موافقین ولایت فقیه و یا حتی ولایت مطلقه فقیه بودند و هم اکنون با مشکلات ناشی از آن دست و پنجه نرم می کنند. و از سوی دیگر مخالفان ولایت فقیه در آن زمان مثل آقایان، جنتی، محمد یزدی و خامنه ای که الان از مزایای آن بهره کاقی می برند را مشاهده می کنیم.
یادم هست به یکی از بستگان آقای ابراهیم نبوی درس کامپیوتر می دادم و از زندگی شخصی آقای ابراهیم نبوی تعریف می کردند که بخاطر امام و انقلاب چه ها که نکردند، ولی حالا … آقای گنجی و محسن سازگارا و … هم که از همه هویدا تر.
کسی باور می کرد ممکن است آقای صفایی فراهانی را با این همه خدمت به کشور، با دلایلی واهی این همه مدت در زندان بیاندازند و صدای کسی در نیاید؟
ماجرای دیکتاتوری محض ا.ن هم که امروز از پیش روشن تر شد که مجلس که از دید امام نماینده واقعی مردم هستند، را چنین تهدید می کنند که در سی سال سابقه کشور ما سابقه نداشته و چنین توهینی به ملت و نمایندگان ملت، فقط از عهده ی ایشان بر می آید و همانا این مجوز را همان محدود افراد کم سطح فکر و کم سوادی و کوته نگری به او دادند که با وجود دروغگویی و تهمت و هوچیگری وی در تلویزیون همچنان حمایت بیشرمانه اش کردند .
ولی از نگاه من، نسل جوان و آگاه و تحصیل کرده کشور ما، راهش را پیدا کرده است، هر چند کشیدن دست کودتاچیان در قدرت، خصوصا از دست کسانی که خود را نماینده خدا و امام زمان می دانند، کار بسیار سختی است، ولی ایران آزادی و استقلال می خواهد.
وقتی می بینیم اکثر افرادی که سرشان به تنشان می ارزد، از جنبش سبز حمایت می کنند، و از هیچ اقدامی نظیر سخنرانی، کار هنری، پوشیدن لباس سبز، عدم شرکت در برنامه هایی که سران کودتا در آن شرکت می کنند، مخالفت با حضور آنان در محیط های فرهنگی نظیر دانشگاه ها و غیره و غیره ، کوتاهی نمی کنند، هر روز از روز قبل امیدوار تر می شوم. که به نظر من کشورم با عوض شدن حاکمانش لزوما تغییر نمی کندف بلکه با تغییر مردمش تغییر می کند، که خوشبختانه آنها تغییر کرده اند.
امیدوارم فردا هم زنان و مردان شیردل آزادیخواه ایران، یاد خون شهدای جنبش سبز را زنده نگه داشته و به سران کودتا نشان دهند همچنان خواهان تغییرات بنیادین در ساختار نظام کشورمان هستند تا کسی جرات نکند در صدا و سیما در انظار عمومی دروغ بگوید، تهمت بزند و به ناموس دیگران اهانت کند، کسی جرات نکند با مخالفان نظام چنین رفتار خشونت آمیز و وحشیانه که در طول تاریخ فقط از سوی حاکمان کشور آلمان سر زده بوده، مرتکب شود، و کسی جرات نکند به بهانه ی خحفظ قدرت از هر چه هست، دین ، شرف، انسانیت و حیا بگذرد و فقط نگران قدرت خودش باشد.
درود بر تو ایرانی سبز

درود
بلاگ خوبی داری
اگر مایل باشی تبادل لینک کنیم
مطلبی در مورد 13 آبان با عنوان “سپاه دهانت را ببند یا جنبش سبز ملی دندانهایت را خرد خواهد کرد” نوشتم
http://ario222.wordpress.com/2009/11/02/سپاه-یا-دهانت-را-ببند،یا-جنش-سبز-ملی-اری/
به منم سر بزن
سلام احوالتون؟خوب هستین؟اومدم عرض ادب کنم و بگم دلم برای نوشته های قبلیتون تنگ شده کی دوباره مینویسید؟سلام به نوشین جون برسونید
لطف دارین
واقعیت اینه که فرصتم برای نوشتن خیلی کم شده.
دوم هم حالم از مردم بی تفاوت ایران به هم می خوره که هر اتفاقی هم بیافته براشون فقط خودشون و امنیت خودشون مهمه.
اگر یک مسئله ای کمی خطرناک باشه، حتی اگر نظری هم داشته باشند، از ترس سکوت می کنند و اجازه می دهند روزانه در اعدام به هر دلیل اعدام صورت بگیره
اجازه می دهند هر آدمی که احساس میکنه از بقیه بهتر می فهمه به دختر و زنش دستور بدن چی کار بککند چی بپوشند و چی نپوشند.
خارج نشین ها هم همینطور برای اون یک بار در سال یا در چند سالی که می خوان برن ایران از ترس لام تا کام صداشون در نمی آد.
پس حقشون هست که به اونها با خفت نگاه بشه که چنین رئیس جمهور و کشور و قانونی دارند. چون ترسو هستند.
سال های سال به فکر ما می کرذند ایرانیان شجاع، ایثارگر و … ولی هرگز چنین نیست.
وقتی فیلمی می بینی که یک پلیس بی سواد که طرفدارایی مکثل همین گل مریم داره می تونه با باتوم بزنه تو صورته یک دختر و پاهاش و مردم نگاه کنن، حقشونه که چنین کشوری داشته باشن.
همین اتفاق تو فرانسه افتاد چه جنجالی به پا شد؟
همین اتفاق تو آمریکا سر یک سیاه براه افتاد چه جنجالی شد که بالاخره طرف رفت دادگاه و ….
خوشحالم که برگشتی…
در ضمن کلک با کی صحبت کردی وبلاگتو از قیلتر در آوردن؟
واقعا راست گفتی… هیچ کدوم از اینها رو نمی شد پیش بینی کرد! اما نابودی دیکتاتوری در عرض چند دهه بدیهی بود که الان شاهد مقدمات اون هستیم و ان شالله به زودی این رژیم ولایت فریب آخوندی رو در زباله دان تاریخ خواهیم دید!
در مورد اون پاسخت باید گفت این چیزها همه جا هست… از یه امریکایی هم انتظار نمیره وقتی در محیط قرار بگیره و به دستگیری و شکنجه و اسید پاشی و تجاوز در اوین و کهریزک فکر کنه … سخته بدون سلاح و حمایت و رهبری در جلوی اونها ایستادن!
مطلبت خوب و پر محتوا تر از همیشه بود… انشالله که موفق و سربلند باشی دوست عزیز!
به خانواده هم سلام ما رو عرض کنید…
من نمی دونم کی فیلتر شد، کی از فیلتر در اومد.
با بازبینی به مطالبم هم چیزی که برای جامعه ی ایرانی مضر باشه نیافتم که علتی برای فیلتر باشه.
ولی مگه دیکتاتوری معنای دیگه ای هم میده؟
سلام پسر خاله احوال شما حالتون خوبه خانواده خوبن
هیچ خبری ازتون نیست چی کارا میکنین
ما که همش میخوریم و میخوابیم و از جیبمون خرج میکنیم اصلا از کار خبری نیست همه خانواده های هم سطح و طبقه ما دارن فعلا از پس اندازاشون خرج میکنن خدا میدونه وقتی اونا هم تموم بشه میخوایم چی کار کنیم
حمید جان، امیدوارم زودتر کار و بار درست بشه.
از نظر شغلی کلا سال خوبی در سرتاسر دنیا نبوده ولی خوب دیگه چند ماهی هست که اوضاع کم کم رو به بهبود هست، امیدوارم زودتر تو ایران هم بهبود پبدا کنه.
من آشنایانی تو آمریکا دارم که بعد از یک سال هنوز کار پیدا نکرده اند.
به همه خانواده سلام برسون