دخترم سنت شان بود زنده به گورت کنند تو کشته شدی ملتی زنده به گور می شود. ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد او که پول مرگ تو را گرفته شام حلال می خورد. تو فقط ایستاد ه بودی و خوشدلانه نگاه می کردی که به خانه ات بر گردی اما دیگر [...]
بایگانیِ ژانویه 2011
شعری از شمس لنگرودی
ارسالشده در سیاست, برچسب زده شده ندا, شمس لنگرودی در ژانویه 24, 2011 | 2 دیدگاه »
هنر ریسک پذیری!
ارسالشده در اجتماعی, درباره ی بریتانیا, برچسب زده شده فرودگاه, هواپیما, ارومیه, اروپا, برف, ریسک, سقوط در ژانویه 11, 2011 | ۱ دیدگاه »
یادمه یکی از اساتید معظم دایم به ما گوشزد میکرد: اول شلیک کن، بعد نشانه بگیر. البته یادمه یکی از دانشجوها درباره ی عملکرد این نظر در مورد ازدواج پرسید، که پاسخ استاد بسیار محتاطانه بود. وقتی به اروپا هم آمدم، از اینکه این همه برای انجام امور احتیاط می کنند، تقریبا اعصابم خورد مید، [...]
سال 2011!
ارسالشده در اجتماعی, برچسب زده شده 2011, هدف گذاری, سال میلادی در ژانویه 2, 2011 | 2 دیدگاه »
سال 2010 با همه ی سختی ها و تلخی ها گذشت، البته بدون هیچ علتی نمیدونم چرا دوستش داشتم و در مجموع از دستش ناراضی نبودم. کلی اتفاق های بد افتاد، ولی کلی هم از ین تاریخ بازی ها، مثل 1/1/10، 10/10/10 و غیره به راه بود و انرژی مثبت خوبی داشت. جالب تری قسمتش [...]
